
ديروز صحنه اي را ديدم که فکر مي کنم ثبت آن در وبلاگ خالي از لطف نباشد :
رفته بوديم تا يکي از وسايل برقي خانه مان را براي تعمير به مغازه اي بدهيم ساعت حدود بيست و سي دقيقه ي بود و صداي اذان در تمام بازار پيچيده بود به مغازه که رسيديم ديديم مغازه بسته است، ناگهان چشمم به نوشته اي که روي در مغازه چسبانده بودند افتاد، روي آن نوشته شده بود :
مي دانيم كه امام حسين (ع) در روز دوم محرم وارد كربلا و روز دهم شهيد شدند.بنابر اين مدت اقامت حضرت هشت روز بود و مسافري كه كم تر از ده روز بماند ، نمازش شكسته يعني دو ركعتي است . نماز دو ركعتي دو دقيقه بيشتر طول نمي كشد به خصوص در هنگام خطر و امام (ع) روز عاشورا بار ها به خيمه ها رفت و آمد داشت و مي توانست نماز ظهرش را در خيمه بخواند ولي بنا داشت در معركه بخواند و دو نفر از يارانش جلو نماز حضرت ايستادند و سي تير را به جان خريدندولي نماز آشكارا برگزار شد نه در خيمه.
آري تظاهربر نماز و به صحنه كشاندن آن يك ارزش است نبايد در هتل ها ، شركت ها ، پارك ها ، فرودگاه ها ، خيابانها و رستوران ها نمازخانه در گوشه باشد بايد در بهترين مكان و در جلوي چشم ديگران نماز اقامه شود هرچه از جلوه ي دين كم شود به جلوه ي فساد اضافه خواهد شد .اگر كاسب ها اول وقت كنار مغازه ها اذان بگويند،مشتريان بي
حجاب ،خودشان را جمع تر خواهند كرد.
ابن عباس مي ديد كه حضرت علي (ع)گاهي در وسط جنگ بر آسمان نگاه مي كند . جلو آمد و پرسيد : "چرا به آسمان نگاه مي كنيد؟ "
فرمودند: براي اين كه نماز اول وقت از دستم نرود.
گفت : الان شما در حال جنگ هستيد.
فرمودند: از نماز اول وقت نبايد غفلت كرد.
«خدايا! به من شناختي عطا کن که در پرتو اين شناخت، از همه وابستگيها رهيده باشم.»
«خدايا! دردها مختلف و سطح بينشها متفاوت. کارهايم نه تنها به خاطر خدا نيست، بلکه به خاطر خود نيز نيست. واقعا از گذشت عمر خود و بطالت آن افسوس ميخورم.»
«خدايا! چقدر پستي و ذلتبه همراه. چقدر توشه راه کم و چقدر راه طولاني و بيپايان.»
اينها آخرين دست نوشتههاي شهيد فهيمه سياري است. او طلبه مکتب توحيد قم بود. گلي که در بهار روييد و با وزيدن بادهاي مسموم فصل خزان به خاک نشست.
فهيمه سياري در بهار سال 1339 (برابر با محرم الحرام سال 1381 قمري) در تهران، در خانوادهاي مذهبي چشم به دنيا گشود. او از همان ابتداي کودکي و نيز در دوران ابتدايي و راهنمايي، با همسالان خود فرق بسيار داشت. بسيار کنجکاو بود و مرتب براي سؤالهاي خود، دنبال پاسخ ميگشت. در بين همکلاسانش هم از نظر اخلاقي و هم از نظر درسي، شاگردي ممتاز و برجسته بود و با وجود سن کماش، هميشه همراه با مادر و خواهرش در جلسات قرآن و احکام و اصول عقايد، در حسينيهاي که فاصله زيادي با منزلشان داشت، شرکت ميکرد و از همان زمان تار و پود وجودش با قرآن و مسائل ديني گره خورد. او ميباليد و پايههاي اعتقادياش روز به روز محکمتر ميشد.
بعد از دوران راهنمايي، خانواده سياري به شهر زنجان منتقل شدند و در آنجا فهيمه، در دبيرستان، به تحصيل در رشته رياضي فيزيک پرداخت. سالهاي پاياني دبيرستان، مصادف بود با سالهاي اوج بيداري مردم. در آن زمان، مسجد ولي عصر (زنجان)، مسجدي بود که فهيمه با حضورش در آنجا، هر روز بيشتر قد ميکشيد و هر روز بيشتر سبز ميشد. او شاهدي بود که به بار نشستن درخت انقلاب را به نظاره ايستاده بود.
برای خواندن ادامه ی متن ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
نگاه محبت آميز و بشاش مومن به چهره ي برادر مومنش عبادت است. «امام سجاد(ع)»
بخت تنها با انديشه هاي آماده و آگاه ياراست. «لويي پاستور»
خواب با دانش بهتر است از نماز با ناداني. «پيامبر اكرم (ص)»
آنچه بر روح آرامش مي بخشد همانا علم است و بس. «بودا »
تجربه معلم بي رحمي است اولامتحان مي گيرد و بعد درس ميدهد. «ناشناس»
انقلاب ما انفجار نور بود. « امام خميني (قدس سره) »
در دوران معاصر، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، حادثه مهم و حيرت انگيزي براي جهانيان بود. اين حادثه ي بزرگ قرن، از يكسو معادلات سياسي استكبار را در ادامه ي سياست سلطه و تقسيم استعماري جهان بر هم زد و از سوي ديگر، يكي از استوارترين رژيم هاي وابسته را كه از حمايت قدرت هاي بزرگ برخوردار بود، ريشه كن ساخت، و در كشوري چون ايران، با اهميتي كه از نظر استراتژيكي و اقتصادي براي قدرت هاي بزرگ جهان دارد، تحولي سياسي – مردمي و عظيم به وجود آورد و اين جريان سياسي، يك بار ديگر اسلام را به عنوان يك قدرت تعيين كننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت جهان اسلام، حركت عظيم بازيابي خويشتن خويش، گريز از سلطه، ايستادگي در برابر استعمار كهنه و نو، ايجاد قطب سياسي جديد در جهان و فروريزي رژيم هاي وابسته و تحميلي را در سرزمين هاي پر نعمت اسلامي، در برابر ديدگان مشتاق، بيش از يك ميليارد مسلمان گشود و موجي از وحشت و اضطراب در دل هاي جهان خواران پديد آورد.
معناي انقلابانقلاب در لغت، برگشتن از حالي به حالي، دگرگون شدن، رجعت، تغيير، تحول و ... است و در اصطلاح رايج جهان، شورش عدّه اي براي واژگون كردن حكومت و ايجاد حكومتي نو به منظور تغييرات اساسي و بنيادين در تمام
نهادها،مناسبات، ساختار سياسي و اجتماعي و جايگزيني سازماني نوين و مطلوب در چهارچوب اهداف و آرمان هاي خاص مي باشد.
در قرآن واژه ي انقلاب به كار نرفته ولي ده مورد مشتقات آن آمده است. در تمام اين آيات، تناسب موضوع و منظور آيات، مفهوم لغوي آن، يعني تغيير و دگرگوني و برگشتن مورد توجه بوده است، كه گاهي انقلاب به سوي تعالي و كمال است (اعراف 119) و گاهي بازگشت به عقب و انحطاط (آل عمران 144) و گاهي نه اين و نه آن.
ادامه مطلب
عكس العمل رژيم(2)
رژيم پهلوي بعد از واقعه ي خونين 19 دي، عده اي از كارمندان و اعضاي حزب رستاخيز را جمع آوري و با به راه انداختن تظاهراتي نمايشي سعي كرد، وانمود كند كه روشنفكران ايران، « شورش مرتجعين قم» را محكوم مي كنند.
تظاهر كنندگان، صبح روز 23 دي 1356، سوار بر اتوبوس ها راهي قم شدند و طي يك راهپيمايي، به حمايت از شاه پرداخته و «جاويد شاه» گويان به سمت حرم حركت كردند.
عكس العمل ديگر رژيم، به منظور انحراف افكار عمومي از رهبري امام (قدس سره) اجازه دادن فعاليت به برخي از گروه هاي موافق سلطنت بود كه خواهان اصلاحات جزيي بودند.
در همين دوران، اعلام موجوديت « كميته دفاع از آزادي و حقوق بشر» در شمار اخبار جالب توجه است. نماينده هيأت اجراييه اين كميته با دعوت از خبرگزاري هاي معتبر جهان به طور رسمي موجوديت اين كميته را اعلام كرد.
نتايج و پيامدهاي قيام نوزدهم دي
اين واقعه به لحاظ نتايج و پيامدها از چند نظر شايان توجه است:
1- سازش شاه و كارتر و تو خالي بودن شعار فضاي باز سياسي شاه را به مردم نشان داد.
2- ثابت كرد كه شاه از حركت مذهبي – سياسي به رهبري روحانيت و در رأس آن ها امام خميني (قدس سره) بيش از هر حركت سياسي ديگر وحشت دارد.
3- آنچه را كه رژيم از آن وحشت داشت، به تبع قيام نوزده دي به وقوع پيوست و حوزه هاي علميه و روحانيت در خط امام (قدس سره) به حركت در آمدند و زمينه اي فراهم گرديد كه نهضت در مسير صحيح مبارزه قرار گيرد، و ترفندهاي بعدي رژيم را نيز بي اثر كرد.
4- روشن شد كه جريان حقوق بشر و فضاي باز سياسي، طليعه اي براي ميدان دادن به ملي گراها، ليبرال ها و ... بوده و امريكا و رژيم شاه، عملاً در جذب مردم به سوي ميانه روها موفقيتي نداشته اند و آنان هيچ پايگاهي در ميان مردم ندارند.
5- متحجرين حوزه ها و كساني كه مروج جدايي دين از سياست بودند و همواره درس و بحث و فقه و اصول و ... را به مبارزه با شاه ترجيح مي دادند، شكست خوردند و مردم نيز فهميدند كه بايد سراغ چه كساني بروند.
6- ماهيت رژيم ضد مردمي شاه را براي بسياري آشكار كرد. از آن پس بود كه شعار « مرگ بر شاه» شعار اصلي و تكيه كلام توده هاي انقلابي شد.
7- باعث تعميق و مردمي شدن نهضت و شركت توده هاي مذهبي، به ويژه جوانان گرديد.
8- برخي از احزاب و جمعيت هايي كه حركت سياسي خود را با اتكا به حقوق بشر كارتر و فضاي باز سياسي ايجاد شده، توسط شاه و در چهارچوب قانون اساسي شكل داده بودند، بتدريج از مردم جدا شدند و به دامن امريكا و غرب پناه بردند.
9- با قيام قم، آهنگ حركت انقلاب به صورت «استراتژي چهلم ها» ي پشت سر هم، با صورت و محتواي كاملاً اسلامي شتاب فزاينده و گسترده تري به خود گرفت و رهبري امام (قدس سره) به عنوان نقش اصلي مبارزه با رژيم شاه ظاهر شد.
دبير کل مجمع تقريب مذاهب اسلامي ، انسجام را تنها راه پايداري امت اسلام در برابر چالش هاي جدي و فراوان جهان اسلام دانست. آيت الله تسخيري در اختتاميه نمايشگاه گفت : وحدت راه و روش ائمه است بگونه ايکه بزرگان اهل سنت به شاگردي ائمه افتخار مي کردند. وي به توطئه هاي دشمنان عليه اسلام اشاره کرد و گفت: استکبار در صدد است براي پراکنده کردن ملت عظيم اسلامي توطئه ي جهاني راه بياندازد بزرگترين هدف آنها اين است که جلوي نفوذ ايران در جهان را گرفته و همه ي کشور ها را بر ضد ايران بسيج کنند که بايد همه نسبت به آن هوشيار باشند.
ادامه مطلب
انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 به باور اكثر كارشناسان و تحليلگران مهمترين واقعه قرن بيستم بوده است چرا كه در آن مردم به رهبري روحانيت عليه رژيمي قيام كردند و موفق به سرنگونياش شدند كه به بزرگترين قدرت جهاني وابسته بود و هرگز كسي نميتوانست تصور كند كه مردم با دست خالي بتوانند نظام شاهنشاهي را كه به سابقه 2500 سالهاش افتخار ميكرد از پاي درآورند.
از سوي ديگر انقلاب اسلامي نكته قابل توجه ديگري هم داشت و آن اينكه نقطه عطفي در حيات سياسي زنان در ايران بود. نهفقط از اين لحاظ كه براي اولين بار تودههاي وسيعي از زنان براي اهداف انقلاب كه آزادي، استقلال و تشكيل حكومت اسلامي بود، پا به عرصه مبارزه سياسي در خيابانها گذاشتند، بلكه از اين نظر كه از انقلاب ٥٧ خودآگاهي زنان چه نسبت به ابعاد تبعيضات وارد شده بر آنها و چه از نظر آگاهيشان بر نقش و اهميتي كه در تحولات سياسي و اجتماعي دارند، آغاز شد. برخي از دشمنان انقلاب اینگونه القا ميكردند كه پس از پیروزی انقلاب ، زنان بايد در خانه های خود بنشينند ولي حضرت امام(ره) به پيروي از پيامبر اكرم(ص) زن را داراي رسالت دانست كه بايد دوشادوش مردان و برادران خود در صحنه ها حضور فعال داشته باشد و دركارهاي سياسي و اجتماعي دخالت كند، براي پيشرفت جامعه بايد تعلیم و تعلم زنان جدي گرفته شود. زن داراي احترام است و ديگر به چشم كالاي تبليغاتي و بيارزش نيست. امام، زنان را پيشتاز انقلاب و ياور و همسنگر مردان ميدانست.
***
ورود زنان به صحنه اجتماع
از حدود دو دهه قبل از انقلاب ٥٧ يعني از دهههاي ٤٠ و ٥٠ كمكم زنان وارد عرصههاي زندگي اجتماعي، اشتغال و تحصيل شدند. جامعه ايران در مقطع انقلاب ٥٧، سطح معيني از مدرنیزاسیون مصرف گرا را تجربه كرده بود و زنان در فعاليتهاي اجتماعي حضور داشتند و به تدريج با ابعاد محروميتها و تبعيضات سياسي و اجتماعي روبهرو ميشدند، آن هم زير سايه ديكتاتوري رژيم سلطنتي. زيرا رژيم گذشته زن را فقط كالا و فساد و ابتذال را تمدن ميپنداشت و در نتيجه ارزشهاي اخلاقي فروپاشيد. جمعي از زنان متعهد مقاومت و روشنگري كردند و زنداني شدند اما كمكم جرقههاي انقلاب شكل گرفت و زنان اين بار پرشورتر از قبل در صحنه مبارزه حاضر شدند. زنان البته قبل از مشروطه در تحركاتي چون جنبش تنباكو، شورش در قحطي 1277 هـ .ق كه به دكانهاي نانوايي حمله شد و ناصرالدين شاه براي خواباندن آشوب، كلانتر را به دار كشيد و بهاي نان را كم كرد و نيز شورش تبريز در قحطي سال 1312 هـ .ق كه در حدود 3 هزار زن چوب به دست در بازارها به راه افتادند و كسبه را به بستن دكان و پيوستن به راهپيمايان مجبور كردند، شركت داشتند اما اين اقدامات هم داراي ترتيب و برنامهريزي از پيش تعيين شدهاي از سوي زنان نبود.حتي حضور زنان در دوران مشروطه نيز بيشتر از آنكه ماهيت اجتماعي داشته باشد امري سياسي و دنباله تفكر آزاديخواهي بود، منتها با گسترهاي وسيعتر و در مقطع زماني طولانيتر. در اين روند، منابع متعدد دوره قاجار، گزارشها و اخبار فراواني از حضور فعال زنان در راه تحقق اهداف مشروطه ارائه ميدهند. از اعتراضات زنان به فشارهاي ايجاد شده بر علما در مهاجرت صغري گرفته تا شركت در مبارزات انقلابي ستارخان و باقرخان در مواجهه با لشكريان رژیم شاه در لباس مردانه در تبريز و جانبازي بيست زن مشروطه خواه در اين راه و تقاضاي تسريع در تصويب قانون اساسي با ارسال تلگرافهاي متعدد از طرف زنان تبريز و تهران.
با وجود اين سابقه تاريخي، عمدهترين و موثرترين حضور زنان در عرصه تحولات اجتماعي و سياسي به مبارزات دوران انقلاب مربوط ميشود. مبارزاتي كه با روشنگريهاي امام(ره) و همراهانشان شكل آگاهانهاي به خود گرفته بود و مبتني بر اعتقاد به آزادي و آزادگي و ايمان مذهبي بود و در آن همه اقشار جامعه شركت داشتند. جالب اينكه بهزعم مورخان نقش زنان خانه دار در تظاهرات سياسي و فعاليتهاي مربوط به انقلاب بسيار مهمتر از نقش زنان دانشجو و شاغل است. خانمهاي خانه دار در دستههاي زياد براي شركت در مراسم عزاداري ماه محرم بيرون ميآمدند. كاري كه در گذشته نيز هميشه ميكردند اما اين بار حضور وسيع آنها معناي سياسي جديدي به خود گرفته بود. هنگامي كه تهديد رژيم پهلوی به اعمال خشونت بالا ميگرفت، این خانمهاي چادري بودند که با كمال شجاعت در صف اول تظاهرات حضور داشتند. شركتكنندگان در اين قبيل مراسم ميدانستند كه حضور خانمها در صف جلو، پليس و رژيم را در وضعيت مشكلي قرار ميدهد. بدينترتيب حضور زنان موجب ميشد مبارزات رنگ و بوي ديگري به خود بگيرد. از نظر برخي از صاحبنظران، حضور شمار زيادي از زنان در انقلاب اسلامی ايران روند پيشبرد انقلاب را تسهيل كرد زيرا زنان به عنوان نيمي از جمعيت در تمام لحظات مبارزه همراه و همدوش مردان نقش بسيار مهمي در انقلاب داشتهاند. حساسيت نقش زنان برخاسته از عمق تاثيرگذاري زنان در تمامي عرصههاي زندگي است. براي نمونه ميتوان از نقش تاثيرگذار حضرت زينب(س) در قيام پرحادثه عاشورا نام برد كه يكي از نمونههاي درخشاني است كه اهميت جايگاه زنان را در تاريخ اسلام به تصوير ميكشد. زنان ايراني در انقلاب اسلامي به روشني بيان كردند كه زن مسلمان ايراني در تمام عرصههاي اجتماعي، سياسي و... حضور دارد واعتقادات ديني او مانع از شركت در فعاليتهاي اجتماعي نخواهد شد و ثابت كرد كه در عين حفظ ديانت و پاكدامني ميتواند تاريخ ساز باشد. زنان در دوران انقلاب هم خود در مبارزه شركت ميكردند و هم در تشجيع مردان موثر بودهاند. امام(ره) در اين باره فرمودهاند: زنان مردان را تشجيع كردند، مردان ما مرهون شجاعت زنان شيردل هستند.
زنان، پس از انقلاب
از ديگر امتيازات ويژه انقلاب اسلامي ايران اين است كه حضور زنان تنها به دوران مبارزه محدود نشد. بلكه پس از آن نيز زنان نقش تاثيرگذاري در پيشبرد اهداف انقلاب داشتند. پس از پيروزي انقلاب زنان ايران مثل مردان در تمام امور مشاركت نمودند.
امام خميني(ره) فرموده است: «از دامن زن مرد به معراج ميرود» و مصداق عملي اين جمله را در برخورد ايشان با زنان و فرصت دادن به آنها براي پرورش روح و جسم و تهذيب نفس و سازندگي اجتماع ميتوان ديد. بهطور مثال ميتوان به ماجراي ارسال نامه امام خمینی (ره) براي گورباچف اشاره كرد. وقتي كه حضرت امام(ره) گروهي را براي ديدار با گورباچف اعزام نمود يك عالم ويك استاد دانشگاه ويك زن را برای این ماموریت انتخاب فرمودند و معناي اين امر بسيار مهم است. همچنين با شروع جنگ تحميلي نيز زنان همانند روزهاي انقلاب باز به فعاليت خود ادامه دادند و هم در پشت جبهه و هم در ميدان نبرد دوشادوش مردان براي حفظ انقلابيكه براي به ثمر رسيدنش تلاشهاي زيادي صورت گرفته و خونهاي بيشماري ريخته شده بود،كوشيدند و خدمات ارزندهاي ارائه دادند.از پرستاري و كمكهاي اوليه گرفته تا تهيه مايحتاج رزمندگان و ... و در تمام اين دوران امام(ره) به عنوان مشوق زنان و حمايت كننده آنها به حضور زنان در عرصههاي مختلف ارج مينهاد.
در حقيقت معلم بزرگ انقلاب حضرت امام خميني(ره) نقش زن را در انقلاب - چه در پيدايش و چه در استمرار آن - و نيز جايگاه او را در تكامل جامعه اسلامي و بلوغ اسلامي و انقلابي آن، بسيار بزرگ ميداشت و حق هم همين است و اين مستلزم آن است كه زن ايراني و زن مسلمان، به مجاهدت خود براي رها شدن از دامهاي پرداخته و در راه نهاده فرهنگ تباهگر غرب، با ارادهاي راسخ ادامه دهد و به هيچ رو تسليم اغواي آنان كه زن را ابزاري براي پيشبرد سياستهاي ويرانگر و اسارت بار خواستهاند، نشود. همچنين رهبر معظم انقلاب نيزهميشه بر سهم زنان در سازندگي و علم و نيز در مسائل اجتماعي و سياسي و اهداف ارزشمند انقلاب اسلامي تأكيد ميكنند.
لذتي كه از علم حاصل مي شود بي آلايش است. «افلاطون»
انديشه كن آنگاه سخن گوي تا از لغزش بر كنار باشي.«امام علي (ع)»
هر انساني حاصل تفكرات روزانه ي خويش است . «امرسون »
خردمند قبل از عمل فكر مي كند و نادان بعد از آن.«ناشناس»

